اس ام اس های چهاردولی
۱_ ای دوسته کم تونی غمخواره کم / ای یاره کم تونی دلسوزکم / تنیه عشقیمی نه ناو ای دنیا/ میله لم تنیا ای چاو مسته کم
۲ _ که س نیه یادم که / یه شو بیه شاده م که / وه زنجیره ماته م / به لکه آزاده م که
۳_زندیگیم زندانه چاویلم گریانه / دلم وشون تو وی شهره ویلانه / ای دایه ای دایه دوست ولم بریایه / آه ونالم له دوری دوستانه
مننون از دوستان عزيز فقط يه توضيح اينكه دو عدد از شماره هاي شما پاك شده است
_ايه منم 70سالمه ,ميز كه مه خوما ,گويش له باني دو تر ده مه لي, هيچكه نيه زاني
ايزي لايف پوشك محافظ بزرگسالان
علي آذرنوش ٠٩١٤٩٨٤١٣
کرده به یارو ميگه: بزرگوار اسمتون چیه ؟ يوسف،...به به عجب اسم قشنگي...
شغلتون بزرگوار؟ پرورش زنبورعسل ...به به عجب كارى. كجا ميرى ؟اهواز
به به عجب جايي. ببخشید بزرگوار كبريت داري ؟
نه !
نيري و درك -يوفس هم بيه اسم - پشقه باز
- سگيش وي گرما چود اراي اهواز؟
حميد پيرزاده 091498307
دوينه چىست؟
نوعی سوپ كردي كه ازنظرخاصیت باخاویار برابري میكندواهل خانه پس ازصرف غذا با گفتن"گوى سگ به ناوي" ازمادرتشكرمیكنند!
حميد پيرزاده 091498307
دانشجو چيست؟موجودی بی پول.عصبی.دارای ايرانسل.از نظر سواد ابتدایی.تربيت صفر.قيافه دلقك.در اكثر نقاط كشور به صورت پراكنده وگروهی يافت ميشن،اين موجودات نفرين شده و سرگردان از تخم مرغ و گوجه تغذيه ميكنن
بهرام قربانزاده ٠٩١٤٩٤٢٥٧
ازکرده ميبرسن آرزوت چيه؟ميگه كاشكي مهابادپايتخت بود!ميگن چرا؟ميگه آخه اونوقت به ماميگفتن بچه تهرون!
مهدي عارفنيا 093768779
به کرده میگن اسم دکترت چیه؟
میگه:ترابی!
میگن اسم کوچیکش چیه؟
میگه:فیزیو
مهدي عارفنيا 093768779
گره پوچکه چیست؟ فراموش کردن رمزکمربند کردها در توالت و قفل شدن آن، كه تنها كد شكن آن دندان است!
مهدي ويسي 093879254
ﭼﻪ ﻧﺪﻩ ﻟﻴﺖ ﺩﻭﺭﺑﻢ ﻫﻴﻨﺪﻩ ﻏﻪ ﻣﺒﺎﺭﻡ
ﻟﻪ ﻳﺎﺩﺕ ﻧﺎﻛﻪ ﻡ ﮔﻮﻟﻲ ﺑﻪ ﻫﺎﺭ
مجتبي حجازي 091481786
کميته امداد از برادران كردخواست بعد از انداحتن سکه سوار صندوق صدقات نشن
مهدي عارفنيا 093768779
كرده ميره دكتر ميگه زنم بچه دار نميشه دكتر: چندساله ازدواج كردي كرده ميگه: پانزده روزه دکترميگه: پدرسگ مگه زودپز خريدي.
فرهنگ محمدي ٠٩٣٧٩٧٠١٧
(له قنكه دروزن بوم) چيست؟جمله اى رايج ميان كردها كه حقايق را آشكار ميسازد و متهم براى رفع ابهام از خود در جواب مىگويد:هزار جار!
علي وثوقي ٠٩١٤٩٨٠٥٩
يه روز يه خارجي ازيه كرد ميپرسه دوغ چطوردرست مي كنند؟ كرد ميگه:it is a ماست in مشك بعد تلق بولوق تلق بولوق تا ايواره !
بلال حسن زاده ٠٩١٤٧١٧٨٢
زرته زرت مکه یعنی چه؟ فرمانی فوری برای خفه کردن فردی که کلام بیهوده ای از دهانش خارج می شود.
حميد پيرزاده 091498507
قوزل قورت چیست؟سیانورکردیست که درجواب غذاچی داریم داده میشود
علي آذرنوش ٠٩١٤٩٨٤١٣
__/ΓΠ\__
'-O----O-'
حه ن،حه ن دید،دید،درگاي دلت
بكروه هاتم
محمداسماعيلي٠٩٣٥١٤٠٨٠
ننه چيست؟موجوديست بسيار فضول،فتنه انگيز لاغرمردني و عاشق كميته امداد
مهدي سبزيزاده٠٩٣٧٧٣٤٠٨
لَک نام طوایفی است ساکن در غرب ایران که به گویش لکی سخن میگویند.
لکهای پیشکوه قویاً خود را لر میدانند و لکهای پشتکوه پیوندهای قوی فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان میدهند.[۱]
خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن
که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است . . .
مادرم دوستت دارم ، روزت مبارک
.
.
.
تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است
از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند
پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.
روزت مبارک
.
.
.
مادر ای پرواز نرم قاصدک
مادر ای معنای عشق شاپرک
ای تمام ناله هایت بی صدا
مادر ای زیباترین شعر خدا
روزت مبارک
.
.
.
مادر تنها کسی است که میفهمد ما چه نمی گوییم . . .
.
.
.
مادر بر من روزگاران گذشته
لیک چه خوشبختم که دستانم بوى تو را میدهند هنوز . . .
.
.
.
مادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی
سرش داد و بیداد راه بندازی، باهاش قهر کنی!
اما با اینکه تو مقصر بودی بازم با یه بشقاب غذا
با لبخند میاد و میگه: با من قهری با غذا که قهر نیستی . . .
.
.
.
هنوز هم در پی گذشت سالها تن خسته من
گرمی نوازش تورا می خواهد.
دوستت دارم مادر
.
.
.
در پی گذشت سالها هنوزهم صدای قلب تو
نوازشگر روح خسته من است مادرم . . .
روزت مبارک باد
.
.
.
مادر اولین زیباترین واقعی ترین و پابرجاترین عشقی است
که انسانها تجربه میکنند .
مادر عزیزم روزت مبارک
.
.
.
ای مادر عزیز که جانم فدای تـــو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
همپایه محبت و مهر و وفـــای تو
روزت مبارک
.
.
.
مادر :
خود لغت مادر بهترین اسم وصفتی که میشه به کار برد
چون وقتی میگی مادر تمام مفهوم لغت رو گفتی . . .
.
.
.
مادر یعنی=عشق
مادر یعنی=زندگی
مادر یعنی=تلاطم امواج خروشان زندگی
مادر یعنی=نوازش
مادر یعنی=شمع
مادر یعنی=سکوت
مادر یعنی=پروانه
مادر یعنی=…
روزت مبارک
.
.
.
مادر بودن سخت ترین و پرمشقت ترین کار دنیا است
که تا آخر عمر هم بازنشستگی ندارد
و تنها حقوقی که بابت آن طلب میکند اندکی عشق است
مادرم تورا عاشقانه دوست دارم و با تمام وجودم به تو عشق میورزم
روزت مبارک باد.
.
.
.
گرامیداشت روز مادر، گرامیداشت فرشته ای آسمانی است
که خداوند به هر انسانی در روی زمین یکی از آنها را هدیه داده است
فقط و فقط یکی که هیچ جایگزینی ندارد. فرشته مهربان زندگی من
روزت مبارک.
.
.
.
دنیای کودکی ام سرشار از طنین دل انگیز توست
تمام خاطرات کودکی ام را خط به خط با نام تو نوشته امو همیشه تورا می ستایم.
.
.
.
مادر! در ستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود
و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.
روزت مبارک
.
.
.
شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم
وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم
.
.
.
مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند
و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.
مادر عزیزم روزت مبارک
.
.
.
ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام
عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.
.
.
.
مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ،
به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم
.
.
.
مـادر تــو بـهشــت جـاودانــی مـادر خــورشـیـد بـلـنـد آســمـانی مـادر
در چشم تـو نـور زندگانـی جـاریـست سر چشمه ی مهر بیکرانی مـادر
ای کـاش کـه تـا ابــد نــمـیــرد مادر یـا هـستـی جـاودان بـگیـرد مادر
مهر است سراسر وجودش تــا هـست ای کاش که پـایـان نـپـذیـرد مادر
هر بار که خنده بـر لبش مــی رویــد یا نبض گل سرخ ، سخن می گوید
چشمان پر از ستـاره ی مــــادر مــن در گــردش آشـنـا مرا می جـویـد
چون مهر، بـزرگ و بی نـشانی مادر آرام دل و عـــــزیــز جـانـی مــادر
ای کاش همیشه جـاودان مـی بــودی آن قـدر که خـوب و مـهربانـی مـادر
در کوچه جان همیشه مادر بـــاقیست دریـای مـحبـتـش چو کوثر باقیست
در گـــویــش عـاشـقانـه ، نـام مــــادر شعریست کــه تا ابد به دفتر باقیست
زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو
مرحبا بر عشق تفسیرش تویی/ آفرین بر آسمان ماهش تویی . . .
.
.
.
گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن
الان دیگه از روی هم رد می شن . . .
.
.
.
در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست
ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست .
.
.
.
زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد
و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که میرقصم . . .
.
.
.
خدا کند تبسم لبی به آه نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند
کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او ، میان راه نشکند
.
.
.
گفتند «دوست» چند بخشه ؟
گفت : کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته
«یه دنیاست»
.
.
.
امشب غم تو در دل دیوانه نگنجد / گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد
تنهاییم امشب که پر است از غم غربت / آنقدر بزرگ است که در خانه نگنجد . . .
.
.
.
گفتم : ای جنگل پیر
تازگیها چه خبر ؟
پوزخندی زد و گفت : هیچ ، کابوس تبر . . .
.
.
.
__/ΓΠ\_
‘-O—-O-’
برات آژانس فرستادم سوار شو بیا دلم برات تنگ شده !
.
.
.
قطار ! راهت را بگیر و برو
نه کوه توان ریزش دارد !
نه ریزعلی پیراهن اضافه !
هیچ چیز مثل سابق نیست . . .
.
.
.
تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم
نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم
منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه های سنگ
که باد و آفتاب آخر خرابم می کند کم کم .
.
.
.
فراموش کردن دوستان بزرگ لطمه زدن به قانون خاطره هاست
همیشه بیادتم !
.
.
.
ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست
ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست
نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه
ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست .
.
.
.
چه تلخ محاکمه می شوند پاییز و زمستان
که برای جان دادن به درخت ، جان می دهند
و چه ناعادلانه کمی آن طرف تر همه چیز به نام بهار تمام می شود .
.
.
.
دل به یار بی وفای خویشتن
دادم و دیدم سزای خویشتن
زخم فرهاد و من از یک تیشه بود
او بسر زد و من بپای خویشتن
هر که ننشیند بجای خویشتن
افتد و بیند سزای خویشتن . . .
.
.
.
هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی
احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر میشه !
.
.
.
ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم
کوزه گر کوزه بسازد زخاک بدنم
لب آن کوزه بسازند زخاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم . . .
.
.
.
وقتی تو نیستی
سرشان را بالا نمی آورند
گل های آفتابگردان خانه ی ما . . .
.
.
.
غریبه بود اشنا شد … عادت شد …عشق شد …هستی شد …
روزگار شد …خسته شد… بی وفا شد …دور شد…بی گانه شد …
فراموش نشد…
.
.
.
بودن و نبودنت هم
خوب است!
اینها اگر نباشد
کِی از نبودنت بمیرم
و
کجا برای باز دوباره بودنت پر پر بزنم؟!
بگذار زندگیم
همین قدر غیرعادی باشد
من همه این ها را دوست دارم
.
.
.
نفس کشیدن سخته.. تورو ندیدن سخته..
تو پیچ و تاب عاشقی.. به تو رسیدن سخته . . .
.
.
.
نه.. نه!
گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم!
به گمانم …
یک خاطره است
خلاصه گزارش عملکرد دوساله دولت نهم در شهرستان شاهین دژ
امور اجتماعی
Ø برگزاری انتخابات خبرگان رهبری ، ریاست جمهوری ، شوراهای اسلامی شهر و روستاها
Ø پیگیری و تجهیز ادارات مربوطه به پیشگیری از شیوع آنفلونزای مرغی و هماهنگی با ادارات ذیربط
Ø پیگیری امور دهیاریها با استان ( آموزش ، تجهیز خودرو ، برگزاری کلاس ، جذب اعتبارات درخواست تاسیس )
Ø نظارت بر حسن اجرای مصوبات شوراهای شهرهای شاهین دژ ، محمودآباد ، کشاورز
Ø برگزاری جلسات کارگروه بهداشت و اجتماعی
Ø پیگیری و انجام امور مربوط به افراد تحت پوشش کمیته امداد ، بهزیستی ، هلال احمر در رابطه مساعدت و بستری خدمات درمانی
Ø تشکیل جلسات کارگروه اجتماعی
Ø عضویت در ماده 76 شهرداریهای محمودآباد ، کشاورز
Ø اجرای طرح ساماندهی خودروهای شخصی برون شهری
Ø انجام امورات مربوط به شکایات ادارات
Ø بسیج تجهیزات ادارات جهت طرحهای منطقه ای و ملی
Ø پیگیری امور مربوطه به ورزشکاران
Ø پیگیری و انجام امور روستایی
Ø مجموع دهیاری های فعال 35 دهیاری در سطح شهرستان
بخشداری مرکزی
Ø ایجاد هماهنگی لازم با ادارات و دستگاهها به منظور اجرای سیاستها و خط مشی های عمومی دولت در سطح بخش
Ø پیگیری و نظارت بر عملکرد ادارات و نهادهای مستقر در بخش در راستای انجام بهینه خدمات رسانی به مردم بخش
Ø پیگیری و نظارت بر حسن اجرای پروژه های عمران در دست اجرا
Ø فرمت بندی درخواستها ، مشکلات و نیازهای مردم روستاهای سطح بخش مرکزی و انعکاس به مراکز ذیربط
Ø برگزاری انتخابات مربوط به شوراهای اسلامی ، ریاست جمهوری ، خبرگان ، و مجچلس شورای اسلامی
Ø پیگیری و راه اندازی دهیاری در روستاهای حائز شرایط و برگزاری کلاسهای آموزشی در جهت ارتقای دانش و توان علمی دهیاران
Ø پیگیری و جذب اعتبار طرحهای احداث فضای ورزشی
Ø اجرای طرح هادی در برخی از روستاهای بخش مرکزی
Ø رفع محرومیت 98 % از لحاظ برق ، آب و مخابرات در سطح روستاهای بخش مرکزی
امور برنامه ریزی و کمیته عمران
Ø تشکیل جلسات کمیته برنامه ریزی و اجرا و پیگیری مفاد و صورتجلسه های انعقادی به صورت حضوری و مکاتبه ای از استان و دستگاه ذیربط
Ø شرکت در جلسات کمیته حفاری ، کمیته شناسایی قابلیتهای آب و خاک ، کمیته عمران ، کمیته امور زیربنایی کمیسیون 34 منابع طبیعی و دیگر جلسات مختلف
Ø سرکشی مستمر و نظارت طرح های عمران اجرایی در سطح شهرستان و تهیه گزارش های نظارتی در خصوص پروژه ها و ارسال آن به استانداری محترم و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و دستگاههای ذیربط
Ø تهیه لیست پروژه ها و طرحها مورد نیاز شهرستان با هماهنگی ادارات و دستگاههای ذیربط و بخشداران محترم
Ø شرکت در ستاد حوادث غیرمترقبه خصوصا" ستاد سیل و انجام امور پیشگیری از سیل و حوادث غیر مترقبه
اهم فعالیتهای اعتباری و تعداد طرحهای مابین سالهای 84 – 86
|
ردیف |
سال |
مبلغ مصوب |
تعداد طرح |
نوع طرحها | ||
|
نیمه تمام |
جدید |
مستمر | ||||
|
1 |
اعتبارات سال 1383 |
49263400000 |
15 |
27 |
53 |
70 |
|
2 |
اعتبارات سال 1384 |
33414000000 |
106 |
35 |
12 |
59 |
|
3 |
اعتبارات سال 1385 |
79367700000 |
151 |
32 |
42 |
77 |
|
4 |
اعتبارات مورخه 17/5/86 |
81516000000 |
38 |
38 |
22 |
79 |
مشخصات پروژه های افتتاحی در هفته دولت – سال 86 شهرستان شاهین دژ
|
ردیف |
نام پروژه |
دستگاه اجرایی |
هزینه ارقام به میلیون ریال |
محل اجرا |
|
1 |
انبار چند منظوره شرکت پاکدانه ، آبیاری قطره ای داودلو ، آغتپه ، مستان آباد ، قازانلو |
جهاد کشاورزی |
2660.4 |
آغتپه |
|
2 |
مرکز تلفن شاهین دژ ، هاچه سو ، صفاخانه ، محمودآباد ، قیزکورپی ، قشلاق بختیار |
مخابرات |
128.86 |
محمودآباد |
|
3 |
برق رسانی بایرام قلعه سی ، احداث خط 20 کیلوواتی هوایی چاه کشاورزی |
اداره برق |
1090 |
شاهین دژ |
|
4 |
آموزشگاه یک کلاسه |
آموزش و پرورش |
200 |
دولانقر |
|
5 |
کارخانه نگین شهد ماهان |
شهرک صنعتی |
4500 |
شاهین دژ |
|
6 |
احداث بلوار هولاسو ، خیابان 16 متری باغ رضوان قزلناو ، کوچه شهید داودی |
شهرداری |
6438 |
شاهین دژ |
|
7 |
آبخیزداری کوسه و صنوبر کاری طومار آغاج |
منابع طبیعی |
1214 |
طومار آغاج |
|
8 |
مخزن یک هزار مترمکعبی کشاورز |
آب و فاضلاب شهری |
7000 |
کشاورز |
|
9 |
مخزن دو هزار مترمکعبی شاهین دژ |
آب و فاضلاب شهری |
8000 |
شاهین دژ |
|
10 |
طرح هادی روستای تیزخراب |
بنیاد مسکن |
1000 |
تیزخراب |
|
11 |
مرکز تلفن کشاورز |
مخابرات |
4417.26 |
کشاورز |
|
12 |
خانه بهداشتی روستایی |
دانشگاه علوم پزشکی |
231 |
روستای قوطور |
|
13 |
کارخانه آسفالت حسین آباد |
صنایع و معادن |
1300 |
حسین آباد |
|
14 |
دیوار ساحلی زرینه رود قره قوینلو و ساماندهی رودخانه آجرلو |
آبیاری |
2216 |
قره قوینلو |
|
جمع کل اعتبارات سرمایه گذاری شده |
40395.52 |
| ||
عملکرد دو ساله شرکت گاز شهرستان شاهین دژ
|
|
شبکه اجراشده |
شبکه گازدار شده |
تعداد انشعاب |
تعداد مشترکین |
|
شاهین دژ |
15 کیلومتر |
115 کیلومتر |
3000 عدد |
2750 مشترکین |
|
کشاورز |
7 کیلومتر |
---- |
---- |
---- |
|
محمودآباد |
8 کیلومتر |
---- |
---- |
---- |
|
جمع عملکرد |
30 کیلومتر |
115 کیلومتر |
3000 عدد |
2750 مشترک |
عملکرد دو ساله اداره برق شهرستان شاهین دژ
|
ردیف |
شرح |
واحد |
شش ماهه اول 84 |
1385 |
سه ماهه اول 86 |
|
1 |
جمع کل پایه های مصوبه |
اصله |
521 |
751 |
304 |
|
2 |
جمع کل احداث شبکه |
متر |
18866 |
14081 |
3856 |
|
3 |
جمع کل ترانسفورماتورهای منصوبه |
دستگاه |
12 |
17 |
26 |
|
4 |
جمع کل تابلوی منصوبه |
دستگاه |
10 |
24 |
15 |
|
5 |
جمع کل پایه فلزی روشنایی منصوبه |
دستگاه |
97 |
51 |
--- |
|
6 |
جمع کل چراغهای منصوبه |
دستگاه |
1451 |
661 |
1716 |
|
7 |
تعداد روستاهای برقدار شده |
روستا |
1 |
1 |
1 |
|
8 |
تعداد انشعابات فروخته شده |
انشعاب |
338 |
889 |
320 |
|
9 |
تعداد کنتور نصب شده |
کنتور |
320 |
864 |
311 |
|
10 |
تعداد روستای تحویل مدیریت شده |
روستا |
40 |
89 |
-- |
|
11 |
تعداد چاه کشاورزی برقدار شده |
حلقه |
10 |
20 |
16 |
عملکرد دو ساله امور آب و فاضلاب شهر شاهین دژ
|
ردیف |
شرح |
عملکرد سال 84 |
عملکرد سال 85 |
عملکرد چهار ماهه 86 |
|
1 |
آب تولید شده ( متر مکعب ) |
369737 |
3583428 |
1134245 |
|
2 |
فروش انشعاب |
433 |
513 |
335 |
|
3 |
کلر مصرفی |
4600 |
4450 |
1430 |
|
4 |
کلر سنجی |
3476 |
2649 |
992 |
|
5 |
اتفاقات انشعاب و کنتور |
969 |
1292 |
455 |
|
6 |
مرئی سازی قطع کن |
211 |
628 |
125 |
|
7 |
تعویض کنتور |
601 |
818 |
202 |
|
8 |
استاندارد سازی |
302 |
381 |
53 |
|
9 |
اتفاقات فرعی |
64 |
11 |
19 |
|
10 |
اتفاقات اصلی |
18 |
53 |
13 |
|
11 |
D>80 اصلاح شبکه |
1325 |
1345 |
230 |
|
12 |
D<80 اصلاح شبکه |
1200 |
345 |
190 |
|
13 |
D>80 توسعه شبکه |
525 |
975 |
270 |
|
14 |
D<80 توسعه شبکه |
525 |
1530 |
952 |
|
15 |
شستشوی شبکه و تاسیسیات |
76.2 کیلومتر |
92 کیلومتر |
15 کیلومتر |
|
16 |
نصب و بازسازی شیر فلکه و حوضچه |
37 |
307 |
8 |
عملکرد اداره راه و ترابری شهرستان شاهین دژ
Ø بهسازی و آسفالت راه قره قوینلو
Ø بهسازی و آسفالت راه آغچه لو
Ø بهسازی و آسفالت راه سعید آباد
Ø بهسازی و آسفالت راه ظاهر کندی
Ø بهسازی و آسفالت راه مامالو
Ø بهسازی و آسفالت راه زید کندی
Ø احداث و بهسازی و آسفالت راه حصار
Ø احداث و بهسازی و آسفالت راه زید کندی
Ø احداث راه روستای پیچاقچی
Ø روکش راه کشاورز به شاهین دژ
Ø روکش راه شاهین دژ به تکاب
Ø اصلاح نقاط حادثه خیز
Ø لکه گیری راه آسفالته حوزه استحفاظی
Ø شن ریزی راه های روستایی و شانه سازی
Ø شانه سازی محورهای شاهین دژ – بوکان ، شاهین دژ – میاندوآب ، شاهین دژ – تکاب
Ø بهسازی و آسفالت راه آلچین به قطور
Ø احداث 50 دهنه پل در راه های روستایی
Ø برفروبی راه های روستایی 480 کیلومتر
Ø احداث ساختمان راهدارخانه مائین بلاغ یک واحد
Ø احداث ساختمان پلیس راه مائین بلاغ یک واحد
Ø احداث ساختمان هلال احمر مائین بلاغ یک واحد
Ø نصب تابلوهای راهنمائی جهت ایمن سازی راه 5000 عدد
Ø روکش راه جوشاطو
فرد کافر از آنجا که به وجود امري ماوراي طبيعي بنام خدا اعتقادي ندارد از اين رو نمي توان با دلايل نقلي با او به گفتگو نشست. لذا در گفتگو با او بايد از دلايل عقلي و نيز دلايلي مدد برد که در پرتو آن حجاب غفلت و بي توجهي از چهره عقل او به زدوده گردد و به امر غير مادي و ماوراي طبيعي اعتراف نمايد. در کنار دلايل عقلي استفاده از دلايل تجربي نيز بسيار کارساز خواهد بود چراکه ، ذهن او با عالم مادي عجين گشته است و چه بسا جدا سازي او از عالم مادي و معرفي عالم غير مادي بدون بهره گيري از موارد بديهي مادي کاري بسيار دشوار باشد. از اين رو ، در کنار استفاده از دلايل عقلي طرح دلايل تجربي نيز ضروري مي نمايد.
وجود خداوند بيشتر شناختني است تا اثبات كردني، زيرا منظور از خداوند، متن هستي و حقيقت وجود است و ما در اصل هستي و حقيقت وجود شك نداريم تا بخواهيم آن را اثبات كنيم. به يقين مي دانيم كه جهان هستي هست، ما هستيم و هستي هست. با درك ذات هستي، به وجود خداوند اعتراف كرده ايم، ولي بايد ببينيم اين هستي داراي چه خصوصيات و ويژگي هايي است (اسما و صفات) و رابطه مخلوقات با ذات وجود چيست.
بنابراين شناخت خداوند مبتني بر تصور صحيح از او است. خداي متعال متن وجود و حيات و قدرت ساري و جاري در تمام هستي است. هيچ ذره اي در جهان هستي نيست كه در باطن و ظاهر آن خداي متعال با وجود، حيات و قدرت و علم و ساير صفات خويش حضور و ظهور نداشته باشد. تمامي پديده هاي جهان، ظهور صفات خداوندي هستند و شما مي توانيد از پس هر پديده و صفت كمالي كه در هستي مشاهده مي كنيد، ذات وجود و خداي متعال را مشاهده نماييد، خداوند، يعني منبع وجود، حيات، علم، قدرت و ساير كمالاتي كه در طبيعت و تمام هستي ظهور و نمود دارد. رسيدن به شناخت عميق و عرفاني خداوند مستلزم تلاش فراوان و گذر از مراحل و مراتب خداشناسي است كه درادامه بدان اشاره خواهيم نمود.
مشكل شناختى انسان نسبت به خداوند، يك مشكل تصديقى نيست، تا بحث شك كه از مباحث تصديقى است بر آن مطرح باشد. مشكل انسان در اين زمينه بيشتر يك مشكل تصورى است. وجود خداوند موضوعى است كه اگر خوب تصور شود، تصديق آن از بديهيات است و از نظر علمى شك در بديهيات بىمعنا است.
به نظر ما مشكل در اين رابطه، مشكل شك و يقين و مربوط به حوزه تصديقات نمىباشد. مشكل بيشتر يك مشكل تصورى و شناختى است و مربوط به حوزهى تصورات است.
در قرآن كريم بحث اثبات اصل وجود خدا به هيچ وجه دنبال نشده است و حتى يك دليل براى اثبات وجود خداوند در آن يافت نمىشود. آنچه در قرآن كريم در اين زمينه وجود دارد مربوط به بحث توحيد خداوند و صفات وكمالات و افعال اوست و كار استدلال و اثباتى كه در تأليفات وجود دارد تماما مربوط به فلاسفه و متكلمين است.
قرآن كريم در مورد كسى كه نسبت به وجود خداوند شك دارد و يا خيال مىكند كه شك دارد مىفرمايد: «أفى الله شك فاطر السموات و الارض؛ آيا در وجود خدا شك مىكنيد، كسى كه خالق آسمانها و زمين است»، (ابراهيم / 10). اين آيه بدين معنى است كه با ديدن آسمانها و زمين، شك نمودن در خالق آنها شكى معقول نمىباشد.
اميرالمؤمنين على(ع) در اين زمينه كلام بسيار زيبائى دارد. ايشان فرموده است: تعجب مىكنم از كسى كه خلق خدا را مىبيند ولى در وجود خالق آنها شك مىكند، (نهجالبلاغه، حكمت 121، ص 422).
شك در وجود خدا مانند آن است كه انسان ساختمانى را ببيند و در وجود بنّاى آن شك نمايد، كتابى را مطالعه كند؛ ولى نسبت به وجود نويسنده آن شك كند، شعرى را بخواند؛ ولى در وجود شاعر آن شاكّ باشد و يا به قول متكلمين، صنع را مشاهده نمايد؛ ولى در وجود صانع آن شك داشته باشد، به نظر فلاسفه، با معلول آشنا باشد، ولى در وجود علت آن شك نمايد و يا به بيان عرفا، مظهر را ببيند؛ ولى در وجو مُظهر آن تشكيك نمايد. آيا به نظر شما چنين شكهائى معقول است؟
تصور خدا
اكثر آدمها خيال مىكنند وجود خدا يك حقيقت عجيب و غريب و دور از دسترس فكر و انديشهى انسان است.
تصورى كه اكثر مردم از خدا دارند، تصور درستى نيست؛ تصور خدائى است كه ساختهى ذهن خود آنها است و يا تصورى كاملاً گنگ و مبهم است. حتي مؤمنان از مردم نهايتا اعتراف مىكنند كه خدائى هست و اين عالم بالاخره خالقى دارد و به او ايمان نيز دارند؛ ولى مشكل آنها اين است كه نمىدانند او كيست و چيست و برخى حتى معتقدند كه اين موضوع اصلاً دانستنى نيست؛ در حالى كه اولياء الهى و علماء ربانى نه تنها شناخت او را ممكن مىشمارند و مدعى معرفت يقينى او هستند، بلكه او را ديدنى نيز مىدانند و دم از رؤيت و شهود او مىزنند. على(ع) در اين زمينه فرموده است: من قبل از اينكه چيزى را مشاهده نمايم و همراه با آن و پس از آن، خداى را مىبينم.
از نظر عارف، كل هستى عبارت است از ذات و صفات و افعال الهى و يا به تعبيرى مظاهر الهى، ذاتى كه از طريق صفات جمالى و جلالى خود در مظاهر و پديدههاى مادى و مجرد جهان هستى ظهور نموده است و ما مظاهر همان ذات يگانهايم.
روى اين حساب كه تمام جهان هستى پر از ذات و صفات و افعال الهى است و ما هر چه مىبينيم، مىشنويم، حس مىكنيم و يا تعقل و مشاهده مىنمائيم همه و همه منحصر به افعال، صفات و ذات الهى است و تصور «غير از خدا» به هيچ وجه مصداق خارجى ندارد، حضرت سيدالشهداء(ع) در زيارت عرفه مىفرمايد: «الغيرك من الظهور ما ليس لك؛ آيا براى غير تو ظهورى هست كه آن ظهور، ظهور تو نباشد». در چنين فضائى، خود شما قضاوت نمائيد كه اصولاً شك و اثبات وجود خدا، چه معنائى مىتواند داشته باشد.
بنابراين به طور اصولى موضوع وجود خدا يك موضوع ثبوتى است و نه اثباتى و قابل تشكيك نيز نمىباشد. خداى را بايد با خود خداى شناخت و غير از اين هم چارهاى نيست؛ زيرا چيزى غير از او وجود ندارد تا ما بواسطه آن بخواهيم خدا را بشناسيم و اثبات نمائيم. در دعاى ابو حمزه ثمالى مىخوانيم: «الهى بك عرفتك و انت دللتنى عليك و دعوتنى اليك و لولا انت لم ادر ما انت؛ بارپروردگارا من تو را به واسطه خود تو مىشناسم و تو خود راهنماى من به سوى خود هستى و به سوى خود دعوتم نمودهاى و اگر تو نبودى من تو را نمىشناختم»، (خدا، هستى مطلق و مطلق هستى). اهل معرفت در زمينه تصور و شناخت خداوند بسيار روشن، واقعى، زيبا و بىاشكال سخن گفتهاند. از نظر عارف، همانطور كه قبلاً اشاره شد، تمام هستى عبارت است از وجود و مظاهر آن. منظور ايشان از وجود، ذات حق تعالى است. ذاتى كه داراى صفات كمال است و از طريق صفات خود به صورت اشياء، انسان و ساير مظاهر خلقى، ظهور نموده است.
دريا، كوه، زمين، آسمان و من و تو وجود داريم؛ ولى وجود نيستيم. وجود و هستى منحصر به حق تعالى است و غير او هر چه هست، مظاهر آن وجود يگانه است.
انسان غير از وجود و وجود غير از انسان است. وجود، همان حق تعالى است و انسان ظهور آن ذات بىهمتا است. ما وقتى مىگوئيم: من هستم، معنايش اين است كه هستى در تمام هيكل و اعضاء و جوارح من سريان و حضور دارد و اين بدين معنا است كه خداى در تمام آنچه كه ما آن را من مىناميم، حضور و ظهور دارد و باز اين بدين معنا است كه من چيزى جز فعل وجود و ظهور حق تعالى نيستم.
روى اين حساب، ما پر از وجوديم و پر از خدائيم و هستى پر از خدا است و هيچ چيزى از خدا به ما نزديكتر نيست «و هو اقرب اليك من حبل الوريد» (اشاره به «آيه 16 ، سوره ق» دارد) شك در وجود خدا، شك در وجود خودمان است، شك در وجود هستى است، شك در وجود وجود است. آيا ممكن است كسى بتواند در وجود وجود، شك نمايد؟ آيا چنين شكى معقول است.
خدا، هستى مطلق و مطلق هستى است. ما اگر تمام وجودها را با هم جمع بزنيم و آن را بدون هرگونه تعيين، تقيد و ظهورى تصور نمائيم، توانستهايم وجود مطلق ذات خداوندى را ادراك نمائيم و سريان و حضور او را در تمام هستى ببينيم.
انسان براي رسيدن به خداوند و وصول به لقاي پروردگار به دو نوع سير و سلوك نظري و سير و سلوك عملي نياز دارد. سلوك نظري براي شناخت هر چه بهتر خداوند و قرب علمي به او است و سلوك عملي براي نزديك شدن و قرب عملي به خداي متعال مي باشد. هر يك از سلوك نظري و عملي داراي مراحل و منازل و روش ها و شرايط فراواني است كه اشاره به آنها در يك پاسخ نامه نمي گنجد. پس در حال حاضر و به ناچار تنها به روش كلي آن اشاره مي كنيم و منابعي نيز معرفي مي گردد.
روش هاي شناخت خداوند:
ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم كه به صورت مرحله اي طي مي شوند.
1- مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است كه انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تكويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن كريم به معرفت خداي متعال دست يابد.
البته شناخت خداوند منان با آيات انفسي مفيدتر است ( من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.
بنابراين انديشيدن در آيات آفاقي و انفسي به شناخت خداوند منتهي ميشود و اين نيز به نوبة خود راهنماي انسان به سوي حق و شريعت الهي خواهد بود.
اين راه که در کتاب شريف توحيد مفضل پي گيري شده است بهترين راه خدا شناسي براي مبتديان است.
2- دوم شناخت خداوند از طريق عقل است. نيرويي که بيشتر عمل كردش محاسبه و درک وجودات وصفي و صفات الهي است. اين روش طريق خواص از مردم ميباشد، كساني كه پس از مطالعه در طبيعت و آيات تكويني او در خلقت، از طريق استدلال و برهان عقل و فلسفه و حكمت به شناخت خداي تعالي مي پردازند.
3- سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت و ابزار دل ميباشد كه طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست مگر مسيري که به عنوان سير و سلوك نظري ترسيم شده طي نمايند, يعني از طريق طبيعت و شناخت آفاقي و انفسي به عقل و استدلال عقلي راه يابند و با گذر از عقل به عشق و عرفان برسند و اهل مشاهده و معاينه و وصول به حق تعالي شوند.
اين سخن مولاي عارفان علي(ع) و همچنين اهل معرفت است كه گفته اند: من در همه چيز خدا را مي بينم. خداي واقعي همان است كه در همه چيز ظهور دارد و نهايت عرفان اهل معرفت هم همين است كه خدا را در همه چيز ببينند. از ديدگاه عرفان خداي تعالي همان متن وجود و هستي است و هر چه كه غير ذات هستي وجود دارد مظاهر او است. مظاهر هم در حقيقت او را نشان مي دهند چون ظهور او هستند و اگر انسان دقت كند خداوند را در تمام مظاهر هستي خواهد ديد و مي توان گفت اشيا در حقيقت آينه هايي هستند كه خداوند را نشان مي دهند و به قول قرآن كريم آيه ها و نشانه هاي او هستند. منتهي بايد توجه كنيد كه اينگونه رويت مخصوص اهل معرفت است و اهل عقل و فلسفه و همچنين اهل تجربه و علم از آن محرومند، مگر اينكه ايشان نيز چنين اعتقاد و كنكاشي را بپذيرند و رو به سوي عرفان و شهود خداي متعال بياورند.
به بيان ديگر ، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالي را حاصل ميكنند. اول تقليد كه در اين روش خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته ميشود، دوم تحقيق و استدلال كه در اين روش خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته ميشود و سوم كشف و رويت كه در اين روش خداي متعال به واسطه مكاشفات دروني، شناخته ميشود.
در پايان توجه به يك نكته حايز اهميت فراوان است و آن اينكه اين روش كه سير و سلوك نظري انسان به سوي معرفت خداي متعال است اگر با سيرو سلوك عملي همراه نشود، بي نتيجه و ابتر خواهد بود. انسان از طريق علم و عمل به كمال مي رسد و لازم است اين دو سير همزمان با هم و هماهنگ با هم طي شوند.
روش خداشناسي تجربي و خدايابي از طريق رجوع و توجه به طبيعت و خلقت، اولين و همگاني ترين روش خداجوئي است. آنگاه که انسان به آسمان و زمين و آنچه در آنهاست نظر مي کند و از فرط هيجان و شگفتي ساعت ها به آن ها خيره مي ماند، ناخواسته اقرار مي کند به حکمت و دانش و تدبيري که در پس اين مناظر شگفت انگيز وجود دارد. و چون دانش و حکمت از آن موجودي عاقل و داناست، به وجود او نيز اعتراف و اذعان مي کند.
انسان آنگاه که داراي جهان بيني الهي باشد به هر چه نگاه کند خدا را در پس آن حاضر خواهد ديد. چه آنگاه که به طبيعت چشم دوخته است و چه آنگاه که با قوانين فيزيکي و شيميائي حاکم بر طبيعت سر و کار دارد. چرا که انسان فقط کاشف آن قوانين و بينده آن مناظر است نه خالق آنها. پس جا دارد که از خود بپرسيد اينها از کجا آمده اند و چه کسي آنها را آفريده است.
کتاب «توحيد مفضل» که حضرت امام جعفر صادق (ع) به مفضل املاء کردند و وي نيز گفته هاي ايشان را به رشته تحرير درآورند، پر است از توجه به خلقت و انديشيدن در آفرينش الهي. چرا که يکي از راههاي شناخت خداوند تفکر در آثار، مخلوقات و معلولات او و انديشيدن درباره ظرافت آفرينش آنهاست. روشي که هر فردي را و يا هر مقدار دانش و معلوماتي، به درک و تامل وا مي دارد. و در واقع آنکه از دانش بهره بيشتري دارد با ديدن شگفتي هاي آفرينش بيشتر شگفت زده شده و به فکر مي رود.
رسيدن از معلول علت در واقع يکي از دلايل فلسفي اثبات خداوند است که فليسوفان به عنوان اولين دليل براي اثبات وجود خداوند از آن مدد مي جويند.
خداوند در قرآن نيز بسيار از طبيعت و آفرينش موجودات ياد کرده و ما را به توجه بدان ترغيب نموده است، آياتي که يا اشاره به خود طبيعت و آثار آن دارد و يا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره مي کند، آياتي مانند؛ آيه 17 و 18، سوره غاشيه: A}«أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ{A؛ آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده».
و آيه 5 سوره طارق: A}«فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِق{A؛ پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است».
آيه 185، سوره اعراف: A}«أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون{A؛ آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريستهاند و اينكه شايد هنگام مرگشان نزديك شده باشد پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان مىآورند».
آيه 5، سوره ق: A}«أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ{A؛ مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريستهاند كه چگونه آن را ساخته و زينتش دادهايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست».
و آيات بسيار ديگر که گوياي توجه خاص آيات قرآن به طبيعت و آثار خلقت است.
دلايل فلسفي و عقلي اثبات وجود خدا
حال جا دارد کمي نيز از دلايل عقلي در مورد اثبات وجود خدا بحث و گفتگو نماييم. دلایل فراوانی بر اثبات وجود خدا اقامه شده است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
1- برهان امکان، یا برهان «امکان و وجوب».
The Argument from Contingency
این برهان از چهار مقدمه یقینی تشکیل می یابد:
الف) هیچ ممکن الوجودی ذاتاً ضرورت وجود ندارد، یعنی هنگامی که عقل، ماهیتش را در نظر می گیرد، آن را نسبت به وجود و عدم، یکسان می بیند و صرف نظر از وجود علت، ضرورتی برای وجود آن نمی بیند.
این مقدمه، بدیهی و بی نیاز از اثبات است. زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع به دست می آید و فرض ممکن الوجود بودن عیناً فرض نداشتن ضرورت وجود است.
ب) هیچ موجودی بدون وصف ضرورت، تحقق نمی یابد، یعنی تا هنگامی که همه راه های عدم به روی آن مسدود نشود، به وجود نمی آید، و به قول فلاسفه «الشیء ما لم یجب لم یوجد». به دیگر سخن: موجود یا ذاتاً واجب الوجود است و خود به خود ضرورت وجود دارد و یا ممکن الوجود است، و چنین موجودی تنها در صورتی تحقق می یابد که علتی آن را ایجاب کند و وجود آن را به سر حدّ ضرورت برساند، یعنی به گونه ای شود که امکان عدم نداشته باشد. این مقدمه هم یقینی و غیر قابل تشکیک است.
ج) هنگامی که وصف ضرورت، مقتضای ذات موجودی نبود، ناچار از ناحیه موجود دیگری به آن می رسد، یعنی علت تامه، وجود معلول را ضرورت بالغیر می سازد.
این مقدمه نیز بدیهی و غیر قابل تردید است، زیرا هر وصفی از دو حال، خارج نیست: یا بالذات است و یا بالغیر. هنگامی که بالذات نبود، ناچار بالغیر خواهد بود. پس وصف ضرورت هم که لازمه هر وجودی است، اگر بالذات نباشد، ناچار در پرتو موجود دیگری حاصل میشود که آن را علت می نامند.
د) دور و تسلسل در علل محال است. این مقدمه هم یقینی است، زیرا دور و تسلسل برگشت به اجتماع نقیضین می نماید و محال بودن اجتماع نقیضین بدیهی است.
با توجه به این مقدّمات یقینی، برهان امکان به این صورت تقریر میشود: موجودات جهان، همگی با وصف ضرورت بالغیر، موجود می شوند، زیرا از یک سو ممکن الوجود هستند و ذاتاً وصف ضرورت را ندارند (مقدمة اوّل) و از سوی دیگر، هیچ موجودی بدون وصف ضرورت تحقق نمی یابد (مقدمه دوم) پس ناچار، دارای وصف ضرورت بالغیر میباشند و وجود هر یک از آنها به وسیلة علتی ایجاب میشود (مقدمه سوم).
اکنون اگر فرض کنیم که وجود آنها به وسیله یک دیگر ضرورت می یابد، لازمه اش دَوْر در علل است و اگر فرض کنیم که سلسلة علل،تا بی نهایت پیش می رود، لازمه اش تسلسل است و هر دوی آنها باطل و محال میباشد(مقدمه چهارم) پس ناچار باید بپذیریم که در رأس سلسله علت ها موجودی است که خود به خود ضرورت وجود دارد، یعنی واجب الوجود است.
این برهان را به صورت دیگری نیز می توان تقریر کرد که نیازی به مقدمه چهارم (ابطال دور و تسلسل) نداشته باشد، و آن این که: مجموعه ممکنات به هر صورت که فرض شود، بدون وجود واجب الوجود بالذات، ضرورتی در آنها تحقق نمی یابد، در نتیجه، هیچ یک از آنها موجود نمی شود، زیرا هیچ کدام از آنها خود به خود دارای ضرورتی نیستند تا دیگری در پرتو آن ضرورت یابد.
به دیگر سخن: ضرورت وجود در هر ممکن الوجودی ضرورتی عاریتی است و تا ضرورتی بالذات نباشد، جایی برای ضرورت های عاریتی نخواهد بود.
2ـ برهان تقدّم
علت، تقدّم وجودی دارد بر معلول (نه تقدّم زمانی). معلول با این که هم زمان با علت است و از این نظر تقدّم و تأخری در کار نیست، در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته و مشروط به وجود علت است، بر خلاف علت که مشروط به وجود معلول نیست، یعنی درباره معلول صادق است: «تا علت وجود پیدا نکند، او وجود پیدا نمیکند» اما درباره علت صادق نیست که: «تا معلول وجود پیدا نکند، او وجود پیدا نمی کند». کلمه «تا» مفید مفهوم شرطیّت و مشروطیّت و تقدّم ذاتی است.
مثال: فرض میکنیم گروهی می خواهند در امری، مثلاً حمله به دشمن، اقدام کنند اما هیچ یک از آنها حاضر نیست پیش قدم شود و حتی حاضر نیست هم قدم باشد. به سراغ هر کدام که می رویم، میگوید «تا» فلان شخص حمله نکند، من حمله نخواهم کرد. شخص دوم همین را نسبت به شخص سوم میگوید و شخص سوم نسبت به شخص چهارم و همین طور... یک نفر پیدا نمی شود که بلا شرط حمله کند. آیا ممکن است در چنین وضعی حمله صورت گیرد؟ البته نه، زیرا حمله ها مشروط است به حمله دیگر، حمله غیر مشروط وجود ندارد و حمله های مشروط که سلسله را تشکیل می دهند، بدون شرط، وجود پیدا نمی کنند، نتیجه این است که هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
اگر سلسله ای غیر متناهی از علل و معلولات فرض کنیم، چون همه ممکن الوجود می باشند، وجود هر کدام مشروط بر وجود دیگری است که آن دیگری نیز به نوبه خود مشروط به دیگری است، تمام آنها به زبان حال میگویند «تا» آن یکی دیگر وجود پیدا نکند، ما وجود پیدا نخواهیم کرد، و چون این زبان حال، زبان همه است، بلا استثنا، پس همه یک جا مشروط هایی هستند که شرط شان وجود ندارد، پس هیچ یک وجود پیدا نخواهد کرد.
از طرف دیگر چون می بینیم موجوداتی در عالَم هستی وجود دارد، پس ناچار واجب بالذات و علت غیر معلول و شرط غیر مشروطی در نظام هستی هست که اینها وجود پیدا کرده اند.
3 - برهان تجربی (دلیل علمی)
مهم ترین دلایل علمی برای اثبات وجود خدا ، آن دلایلی است که از راه نظم موجود در طبیعت و موجودات طبیعی می توان به وجود خداوند حکیم و مدبر رسید . تمام رشته های علوم ثابت می کند که در دنیا نظام معجزه آسایی وجود دارد که اساس آن ،قوانین وسنن ثابت و غیر قابل انکار جهان هستی است. تلاش و کوشش دانشمندان و احاطه به این قوانین ،امکان می دهد که بشر از راز هستی پرده برداری کند که در این مختصر فقط به یک استدلال ساده از پرفسور ادموند کارل کورنفلد استاد و محقق شیمی لاستیک و داروهای ترکیبی آلی و تکامل شیمی آلی میآوریم؛ «پرفسور ادوین کانلین زیستشناس دانشگاه پرینستون غالبا میگفت: «احتمال پیدایش زندگی از تصادفات به همان اندازه است که در نتیجه حدوث انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت بوجود آید» من این بیان را بدون قید و شرط تأیید میکنم. من عقیده راسخ دارم که خدایی وجود دارد که جهان را خلق کرده و از آن نگهداری میکند... من خدا را خدایی (میدانم) که تمام کتب آسمانی از سوی وی نازل شده ودر آن کتاب خود را به عنوان خالق و صانع جهان به بشر شناسانده و راه مستقیم حقیقت را به او نشان داده است... من اجازه میخواهم تا از چگونگی تأثیر شیمی آلی که در تقویت ایمان من بسیار مؤثر افتاده شمهای بیان کنم. ما وجود یک حکمت عالیه را برای خلقت طبیعت قبول میکنیم، والا باید بگوئیم که این جهان و طبیعت که ما آن را ادراک میکنیم، فقط و فقط در نتیجه تصادف بوجود آمده است. برای کسی که شگفتیها و رموز و نظم و ترتیب شیمی آلی را مخصوصا در اجسام زنده دیده است، تصور به وجود آمدن جهان در نتیجه تصادف بسیار دشوار و محال است. هر قدر ما ساختمان ذره را بیشتر مطالعه میکنیم و واکنشهای این ذرات را بیشتر زیر نظر قرار میدهیم به همان اندازه روشنتر درمییابیم که یک عقل کل نقشه عالم طبیعت را طرح و با اراده و مشیت خود آن را خلق کرده است. این فکر نتیجه تجربه شخصی من است و غالب اوقات که در آزمایشگاه، میان اجسام بینهایت کوچک و فعل و انفعالات پیچیده و عجیب آنها کار میکنم، فکر عظمت و حکمت عالیه آفریدگار مرا مبهوت و متحیر میسازد.
فعل و انفعالات سلول حیوانی به قدری عجیب و پیچیده است که اگر کوچکترین انحرافی در آنها روی دهد باعث بیماری حیوان میشود. واقعا عجیب است که سازمانی به پیچیدگی یک سلول حیوانی بتواند خودبخود به حیات و فعالیت خویش ادامه دهد. برای این کار حتما وجود پروردگار فوقالعاده حکیمی ضرورت دارد. من هر قدر بیشتر در آزمایشگاهها به کار تجربی میپردازم، ایمانم راسختر و محکمتر میشود و نسبت به فکر و حال بعضی از همکاران بیدین خودم، در هر نقطه جهان که باشند، بیشتر میاندیشم. وضع آنها در نظر من معمایی شده است که چگونه با مشاهده این همه دلیل بارز، باز نمیخواهند به وجود صانع اقرار کنند. در حالیکه یک ماشین ساده ساخت بشری طراح و سازندهای لازم دارد، چگونه ممکن است موجوداتی که هزاران مرتبه پیچیدهتر و عجیبتر از آنند، صانعی نداشته باشند.»
سخنان این دانشمند ، مربوط به برهان نظم است که به طورخلاصه نمی تواند یک مجموعه منظم حتی یک موجود بسیار کوچک به صورت تصادف و اتفاق به وجود آید ، بلکه به سازنده و خالق حکیم و دانا تعلق دارد و پذیرش تصادف در خلقت آن قدر بی دلیل است که مانند پذیرش به وجود آمدن یک کتاب فلسفی و عملی دقیق با انفجار یک کارخانه چاپ کتاب.
T}چند کتاب براي خدا شناسي:{T
- راه خداشناسي، استاد جعفر سبحاني
- راه شناخت خدا، محمدي ري شهري
- آفريدگار جهان، آيتالله مكارم شيرازى
- خدا را چگونه بشناسيم، آيتالله مكارم شيرازى
- اصول عقايد، استاد محسن قرائتي
- خدا در قرآن، شهيد بهشتي
- دوره پنج جلدي مقدمه اي بر جهان بيني توحيدي، استاد شهيد مرتضي مطهري(ره)
- توحيد، شهيد دستغيب شيرازي
- نشان از بىنشانها، مرحوم حسنعلى اصفهانى، ص 166 153
- تبيين براهين اثبات خدا، آيت الله جوادي آملي، مركز نشر اسراء قم.
منبع :
وبلاگ وطن ( روستای آغچلو داداش سهراب )
خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .
.
.
.
چه تعبیری خدا در نقطه دارد/ که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا(س) / همین اندازه کوثر نقطه دارد . . .
(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)
.
.
.
نمایان شد ز خط آتش و دود / که جرم فاطمه حب علی بود
پس از زهرا علی بی همزبان شد / اسیر امتی نامهربان شد . . .
.
.
.
عمریست رهین منت زهرائیم / مشهور شده به عزت زهرائیم
مُردیم اگر به قبر ما بنویسید / ماپیر غلام حضرت زهرائیم . . .
.
.
.
کدامین شب از آن شب تیره تر بود / که زهرا حایل دیوار و در بود
شبی کاندر هجوم تیغ بیداد / سرت را سینه زهرا سپر بود . . .
یا فاطمه (س)
.
.
.
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
.
.
.
یتیمان جز دو چشم تر ندارند / به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد / که طفلان علی مادر ندارند . . .
.
.
.
آنان که بر این خانه هجوم آوردند / در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را / اکنون به در خانه تلافی کردند . . .
.
.
.
خون است که روی خاک خشت افتاده است / داغ است به قلب سر نوشت افتاده است
خیزید و فرشته را به بیرون ببرید / آتش به در باغ بهشت افتاده است
.
.
.
هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست
.
.
.
تا که نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت / سوختم چندان که مغز استخوان آتش گرفت
حیدر آمدخاک همچون باد ، گرم گریه شد / خواست تا غسلت دهد ، آب روان آتش گرفت
.
.
.
نگاه سرد مردم بود و آتش / صدا بین صدا گم بود و آتش
بجای تسلیت با دسته ی گل / هجوم قوم هیضم بود و آتش
.
.
.
کمی از غسل زیر پیرهن ماند
کمی از خون خشک بر بدن ماند
کفن را در بغل بگرفت و بو کرد
همان طفلی که آخر بی کفن ماند
.
.
.
الهی داد از این دل داد از این دل
کنار قبر زهرا کرده منزل
بگو زهرا زجا خیزد ببیند
که اشک دیده کردخاک او گل
.
.
.
چنان داغت دلم غمناک کرده / که دست من تو را در خاک کرده
بجایت زینب مظلومه تو / غبار غم ز رویم پاک کرده
.
.
.
ز سوز دل کنم گریه برایت / که دیگر نشنوم زهرا صدایت
در و دیوار خانه با نگاهم / بیادم آورد آن ناله هایت
.
.
.
اگر محور به هر امکان علی بود / ولی بر فاطمه مهمان علی بود
کنار تربتت مظلومه زهرا / سر شب تا سحر گریان علی بود . . .
به گزارش خبرگزاری برنا به نقل از روابط عمومی فرمانداری شاهین دژ صمد حسینی معاون فرماندار این شهر امروزگفت: به منظور مقابله با آتش سوزی وحوادٍ غیر مترقبه در سال جاری در روستاهای شهرستان 4 ایستگاه آتش نشانی ساخته خواهد شد.
حسینی با بیان اینکه منطقه شاهین دژ وسیع و بیشتر اراضی کشاورزی را در برگرفته و به علت شدت گرما و احتمال آتش سوزی در سطح مناطق پیش بینی موارد بازدارنده ضروری است.
معاونت فرماندار شاهین دژ ضمن تاکید بر داشتن آمادگی لازم جهت مقابله با هرگونه آتش سوزی احتمالی افزود: هم اکنون چهار ایستگاه آتش نشانی که 3 ایستگاه در 3شهر شاهین دژ، محمود آباد، کشاورز و یک ایستگاه در روستای احمد آباد بخش کشاورز در حال ساخته شدن و در شرف بهره برداری است.
حسینی تصریح کرد: امسال نیز برای 4 روستای سانجود، قشلاق بختیار در بخش مرکزی و رضا قشلاقی، آغچلو در بخش کشاورز با اعتباری بالغ بر64 میلیون تومان ایستگاه آتش نشانی با تمام تجهیزات روز احداث می شود تا در صورت بروز هر گونه حادثه سریعا در محل حاضر و به اطفا حریق اقدام نمایند.
وی همچنین خاطر نشان کرد: در این مدت کلاس های توجیهی و عملی آموزشی برای مردم بخصوص دهیاران و شوراهای روستا در محل های که احتمال بروز آتش سوزی زیاد است برگزار می شود.
معاون فرماندار شاهین دژ در پایان گفت: شوراها و دهیاران موظف هستند در صورت آتش سوزی احتمالی با سرعت عمل نسبت به اطفاء حریق اقدام و سریعاً مسئولین و اعضای ستاد اطفاء حریق را مطلع نمایند.
گيو مخو :اجازه بده من اول حرف بزنم
گيو بخو :لطفا اول شما صحبت كنيد
گيو خواردي : بانظر شما مخالفم
گيو مفت :اظهار نظر نفرماييد
گيو :باشما هستم
هيچ گيوگ نيد:هنوز به كسب تجربه نياز داري
هرگيوگ خويد بخو:هرطورمايليد تصميم بگيريد
گيوبكه تي :تمومش كن
٢٢ - پيرمردي به یه پیره زن ميگه جيگرتو بخورم پيره زنه ميگه آخه ترنه تو ديان ديري من بخوي
٢٣ - زن ومرد كرد از آسانسور پايين ميان زنه ميگه رسيديم مرده ميگه دنگ مكه شايد تا در مال بردمان
٢٤ - زني به ماموستا وتي له قيامتا همومان عباي تو اگرين ؟ ماموستا فرموي له قيامتا همومان روتيم مگر"گوني من بگرين
٢٥ - مدارك لازم براي شوان شدن :
گوچان.كتري.نيره خر.نقيزه.خورجين.سه سال سابقه وداشتن گمال الزاميست.
٢٦ - يه كرده داشته هلو ميخورده به هستهاش كه ميرسه ميگه : خداشكر گردكانيگ ها ناوي
٢٧ - كرده تو خواب ميگوزه صبح به زنش ميگه :شب تو خواب ديدم ماشين خريدم زنش ميگه:آره ديم بوق ميزدي
٢٨ - وضع گوند چوينه چيست ؟احوالپرسي صميمانه كردهاست كه بين هم ردوبدل ميشود
٢٩ - به كرده ميگن بين ايران و كره ميخواد جنگ بشه كرده ميگه خودا ماين له دس احمدي نژاد ها ايسه كي دره قت جومونگ ايت
٣٠ - كرده رو ميبرن كليسا بهش ميگن به اين صليب قسم بخور كه دروغ نميگي كرده ميگه اين صليب مقدسه وناو قنگ هر كهدرو اه كه
٣١ - طرح جمع آوري زنان كرد اجرا ميشود خاسه"آسه "شمسه"پيسه"وخاور تحويل وآرميتا"پارميدا"رادا"آناهيتا"ورزيتا تحويل بگيريد
٣٢ - انواع مختلف كرد : كا حسن .كا حيدر.كا حشمت كا800.كا300.كا750ووو
٣٣ - شب مرد كرد شلوارشو درمياره بچه ميگه:باوكه اتواي گيو بكيده بلن فرشكه ؟ مرد ميگه نه اتوام گيو بكمه بان قوركم ارا تو هه لام نخفتيده
٣٤ - تعارف كردها به مهمانان :
راحت بو.مال خوده.هلسن شوالكد دربارودريژبكيش تاچيشتيك بنه پيشتد
٣٥ - چقدر سخته با احساس تو چشای اونی که دوسش داری نگاه کنی ..
بهت بگه : برو چرلمن !!
٣٦ - ای تُف و ریوود چيست؟
اخطاري بسيار جدي از طرف پدران كرد قبل از ضرب و شتم پسران
٣٧ - تو میوه ی باغمی ..............................................خو شی مه که کرمژن
٣٨ - یه عده کرد دارن میرن مکه دارن سنگ میندازن به شیطان یکیشون میگه : ایجور فایده نیری دوری بگرن تا شوال له پای دركه ين
٣٩ - کوره دردت بکفیده کولم چیست ؟ ناتوانی کردها در فهماندن کلمه دوستت دارم .
٤٠ - احوال پرسی دختران کرد: سلام خاسی؟ شوت نکرد نه ولا فره داوام ئه کن خوم شو ناکم
٤١ - قه زمه چیست؟
ناز محلی زنان کرد که با سرم ایشه شروع شده و با کتک به اتمام میرسد
٤٢ - شیره کور چیست ؟
تشویق کرد ها برای انجام کار سنگینی که از عهده ی خر هم بر نمی اید
٤٣ - قه زاو له گیانم بالا عرعری هه ر بو خوت خاسه تویتا کمری
٤٤ - لوتو لاوه گوجه چيست ؟ جمله اي كه اعتماد به نفس طرف مقابل را نابود ميكند .
٤٥ - خپه کیست؟
زن تپل و سفیدی است که خوانندگان کرد زبان تمایل زیادی برای خوردن آن دارند
٤٦ - له قنگمه چیست؟
مکانی مطمئن که کردها در هنگام عصابانیت اشیائ خود را در آنجا مخفی می کنند.
٤٧ - مکالمه یک كرد با دوست دخترش:
مانگا دیرین؟
دختره: آری ارا
وتتم نان خشکه اراتان جم بکم
٤٨ - پیرمرد کیست:
مردی کج خلق
قِرخِن
پِرخِن
تِرخِن
چِرکِن
چِلمِن
ژَنگِن
تیوکِن
و مِفِن است
٤٩ - بوس
بوس
بوس
بوس
بوس
.
.
.
.
آشغالگي ايميش بوه
٥٠ -
0 0 0 0
~^|\/|\/|\/|\
JL JL JL
dey dey dey, mali ava.havakhay namery bazy karo bazy nakar. bechin va shan. papoo seley many pa....
بچش میگه :پامان تلانی بچه فارس
18_
مگه كونم بگري یعنی چه؟ کلمه ای است که کردها هنگام دعوا جهت ناامید کردن طرف مقابل و تضعیف روحیه او به کار میبرند
19_
باوکه رو ته قيم چيست؟آيين شکرگذاري کرد ها بعد ار صرف غذا
20_
آخرين حرف دو نفر کرد در پايان جنگشان گونم ول که تا گوند ول کم